۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه

دكتر سيد محمود چاخان هاله نوري ن‍ژاد

يك شنبه 28 آذرماه 1389

ديشب جناب سيد چاخان در حين اجراي زنده گفتند "يك نفر اومد و به من گفت چطوري ميتونم خودم را از اين طرح حذف كنم چون من وضع ماليم خوبه و هدفم از ثبت نام اين بوده كه امتحان كنم ببينم چه جوري كار مي كنه و اصلا كار ميده . الانم مي خوام انصراف بدم"
.جل الخالق.عجب رويي اين داره.يعني اينقدر آدم نبود كه بياد از تو بپرسه
كجا پرسيد حالا؟احتمالا وقتي داشتي با اتوبوس واحد مي رفتي كاخ سعد آباد سركارت؟
يا وقتي داشتي ميرفتي از سر بقال محلتون كه گوجه ارزون ميده خريد كني
نكنه اين يارو همون وزير فقيرت محصولي بوده.واقعا چقدر يك نفر بايد گذشت داشته باشه.به جون مقام معظم رهبري قسم ميخورم كه اين وزير به نونه شبشم محتاجه ولي از شدت ايثار اين كارو كرده تا براي ما درسي باشه.
اما در آخر يك چيزي ميگم سيد كه به قول معروف گفتني
"تو كه راست ميگي ولي ........آدم دروغگو"

۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه

راه حل عملي جهت مقابله با حذف يارانه بنزين

يكشنبه 28 آذرماه 1389


من از فردا هر روز ميرم پمپ بنزين و 5 ليتر بنزين مي زنم اونم از ساعت 4 بعدازظهر به بعد. شما چطور؟

۱۳۸۹ آبان ۲۵, سه‌شنبه

آرش عزيزباخواندن مصاحبه ات نه تنها آسمان، بلكه همه دنيا بر سرم خراب شد


سه شنبه 25 آبانماه

آرش عزيز درمصاحبه ات با روزآن لاين مطالب تكان دهنده ي بسياري بود از جمله " اینقدر کتکم زدند که دو بار کتفم در رفت. در حین ضرب و شتم دندانم شکست. اما کتک و چک و لگد قابل تحمل تر از این بود که موی بدن ام را می کندند. در اصل سخت ترین رفتاری که با من داشتند این بود که موی صورت، دست و سینه ام را می کندند. صورتم سر همین زخم شده بود. با چشم بند ما را می بردند و با مشت و لگد به سر و صورتمان می زدند؛ سر همین چشمم خون افتاده بود و تا مدتها خوب نمی دیدم."
اما آنجا كه آسمان وزمين ير سرم خراب شد اين قسمت بود" اکنون به خاطر شرایطی که در خانه پیش امده از خدا میخواهم هر چه سریع تر حکمم را به اجرای احکام بفرستند و بازداشت ام کنند. پدرم، خواهرم، خانواده و فامیل مرا مسبب فوت مادرم میدانند؛خانه برایم جهنم شده است. از طرفی جای خالی مادرم آزارم میدهد و از طرف دیگر فشار روحی و روانی شدید به شدت اعصابم را به هم ریخته است. واقعا ترجیح میدهم هر چه سریع تر حکم من به اجرای احکام رفته و به زندان بروم. پدرم می گوید تو مادرت را کشتی و دوست ندارم خانه باشی"
فقط چند ثانيه خودم را جاي تو گذاشتم و شرايطي كه اكنون باآن سر وكار داري وآن لحظه بود كه همه دنيا بر سرم خراب شد.
مگر انسان چند درد را مي تواند همزمان تحمل كند؟درد زندان ،درد فوت مادر ،درد وحشي گري و شكنجه هاي حكومت واز همه بدتر درد عذاب وجدان از اينكه مقصر فوت كسي كه خيلي دوستش داشتي تو هستي.
آرش عزيز اگر مطلب مرا خواندي بدان كه دست كم يك نفر هست كه با خواندن مصاحبه ات تك تك سلولهاي بدنش از اين همه جفايي كه به تو شده درد گرفته و از صميم قلب با تو همدردي مي كند.
آرش عزيز دلم مي خواهد ديگر احساس پوچي و تنهايي نكني چون از حالا دست كم يك نفر هست كه از اعماق وجود به تو اقتخار مي كند چون اين همه درد را تاب تحمل داشتن فقط از يك قهرمان بر مي آيد واكنون دست كم توقهرمان آن يك نفر هستي.
اما اين مژده را به تو مي دهم كه "روزگار بر يك پاشنه نمي چرخد" و روزي همه كساني كه به تو ظلمي روا داشته اند تقاص كارهايشان را خواهند داد.
همچنين اين مصراع را ياد آوري مي كنم كه "پايان شب سيه سفيد است" و مطمئن باش زندگي روزي خوبيهايش را به تو نشان مي دهد فقط"اندكي صبر سحر نزديك است" انشاءالله كه آن روز هرچه سريعتر فرا برسد و شما پاداش صبرتان را در مقابل اين سختيها بگيريد.

لينك مصاحبه آرش صادقي با روز "http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-9505b31e3d.html "

۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه

آقاي داريوش ارجمند، از مالك اشتر علي تا عمرو عاص معاويه راه كوتاهي است

جمعه 21 آبانماه

شايد براي اكثريت مردم بازي كردن خانم اوتادي تعجب برانگيز باشد و آنها را ناراحت و عصبي كرده باشد ولي به نظر من بازيگري داريوش ارجمند در اين فيلم كه بي شك يكي از بهترين هنرپيشه هاي مرد حال حاضر ايران است بسيار بيشتر مايه تاسف است.
آقاي ارجمند در فيلم هاي مطرحي مثل آدم برفي، سگ كشي،ناخدا خورشيد وسريال به ياد ماندني امام علي در ذهن همه مردم ايران جاودانه شده بود و قطعا كارگردانهاي بسياري براي بازي كردن او در فيلم هايشان از ايشان تقاضا مي كنند .
او نه مثل ليلا اوتادي به معروف شدن احتياجي داشته است و نه مثل شريفي نيا براي خوردن نان به نرخ روز و نه مثل كميلي و هاشم پور و بقيه بازيگران براي پول اين نقش را قبول كرده است.
حال بايد از ايشان اين سوال را پرسيد كه به راستي هدفتان از قبول اين فيلم چه بوده.
آيا ايشان كشته شدن ده ها نفر از هم وطنانمان را در حوادث بعد از انتخابات نشنيده اند.
آقاي ارجمند مطمئن باشيد بعد از بازيگري در اين فيلم نفرين ها و آه و ناله هاي مادران اين شهيدان دامن شما وزندگيتان را خواهد گرفت و مانند عليرضا افتخاري يك شبه از قله محبوبيت و شهرت در هنر پيشگي به زير كشيده مي شويد .
در پايان آقاي ارجمند مي خواهم ياد آور شوم كه مرز بين مالك اشتر علي و عمر وعاص معاويه به باريكي تار مو است و بترسيد از روزي كه خودتان نفهميده ايد و به آن طرف مرز رفته ايد

۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه

حذف قسمتي از مقاله گنجي توسط حسين بازجو

يك شنبه 2 آبانماه 1389

اگر دوستان مقاله آقاي گنجي را
(http://news.gooya.com/politics/archives/2010/10/112201.php)
دوباره بخوانند نظر واقعي اكبر گنجي درمورد انتخابات را در انتهاي مقاله متوجه مي شوند"بدين ترتيب، تقلب در انتخابات يا پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات محل نزاع نبود. احمدی نژاد در انتخابات پيروز نشد(آرای وی بالای بيست ميليون نبود)، بدون شمارش آرا، وی را با بيش از ۲۴ ميليون رأی برنده اعلام کردند(همين مدعا برای تأييد نيازمند ارائه ی شواهد و قرائن است. بدين ترتيب، راقم اين سطور مدافع وقوع "تقلب تأثيرگذار" در انتخابات است و احمدی نژاد را برنده ی انتخابات نمی داند).اما حتی يک دليل بر پيروزی موسوی(اخذ بيش از بيست ميليون رأی) وجود نداشته و ندارد. تمامی شواهد و قرائن، حداکثر، تقلب در انتخابات را تأييد می کنند، نه پيروزی موسوی را در انتخابات."
مطالبي كه طبق معمول توسط رسانه ولي فقيه سانسور شد تابودن تفرقه در ميان اعضاي برجسته جنبش را به طرفداران آن تلقين كند.هنوز يادمان نرفته اكبر گنجي اولين و آخرين كسي بود كه در زير شكنجه هاي رواني و جسماني بازجويان گفت"آقاي خامنه اي همان سلطان است و بايد از ايران برود"البته من به شخصه با اين مقاله مخالفم و ايرادات كلي به اون وارده از جمله اينكه آقاي گنجي اعترافات بهزاد نبوي را كه قطعا تحت فشار و ارعاب بازجويان بوده را به عنوان سندي بر عدم تقلب ذكر مي كند اين در حاليست كه در همين چند ماه گذشته آقاي ابطحي در فيس بوك خود به طور تلويحي ساختگي بودن اعترافاتش را بيان كرد.
در جايي ديگر از مقاله هم آقاي گنجي مي گويد چرا طرفداران اگر زياد بودند به خيابانها نيامدند.ايشان بايد بداند همه انسانها مثل هم نيستند و هر شخصي بابت ايده و تفكري كه دارد مقدار مشخصي هزينه مي دهد و خيلي از اين افراد بيشترين هزينه اي كه ميدهند شركت در انتخابات است و متاسفانه يا خوشبختانه تعداد اين افراد هم كم نيست و تكيه كلام اين افراد هم معمولا اين است"آقاجان شما زندگيتو بچسب .ابنها همشون مثل همند.اين آخوندها به اين زوديها نميرند.اينها ميزنند و ميكشند و ميبرند و آخرشم براي ما نه نون مي شود و نه آب"
اين افراد مخالف صد در صد نظام هستند و معمولا هم در تاكسيها و صفهاي نانوايي نطقشون باز ميشه
ولي در موقع عمل كم مي آورند بنابراين ما نمي تونيم انتظار داشته باشيم كه همه افراد مخالف احمدي ن‍ژاد به خيابان بيايند و هزينه جاني و مالي بدهند و اگر جمعيت كم بود نتيجه بگيريم كه تعداد مخالفين هم كم هستند.اين تئوري دقيقا همان نظريه حسين بازجو وهمكارانشه كه تعداد افرادي كه در خيابانها بودند را معادل كل مخافين بدونه در حاليكه همه ميدونيم اين اشتباهه.
با اين وجود به نظر من اكبر گنجي همان شخصيته قبليست و بايد به مقاله او به عنوان يك نظر و ايده احترام گذاشت چون بي احترامي كردن به اكبر گنجي از جمله همان اهدافيست كه حسين بازجو پيگيري ميكنه.
اميدوارم آقاي گنجي هم در مورد اين مقاله و اسنباطهايي كه با خواندن مقاله كيهان به دست مي آيد و رفع شبهات آن، مقاله ديگري بنويسند تا امثال حسين بازجو ها تو دهني محكمي بخورند.

۱۳۸۹ مهر ۱۲, دوشنبه

آقاي صديقي خواهشا اول فرق رايانه و يارانه را بفهميد و بعد در مورد مرجع سبزنطق فرماييد

دوشنبه 12 مهرماه 1389
امروز در خبرگزاري فالس نيوز جمله از آقاي صديقي امام جمعه موقت تهران نقل شده بود با اين مضمون "هر كس حوزه رفت كه عالم و مجتهد نمي‌شود و از همين شهر شيراز سيدعلي‌محمد باب كه آخوندي رياضت كشيده بود ادعاي واهي خود را مطرح كرد، بنابراين هركس لباس روحانيت به تن داشت كه عالم و مجتهد نيست ".
متن كامل افاضات ايشان را مي توانيد در اين لينك مشاهده كنيد:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8907120122

مي خواستم بگويم از كسي كه 5 مرتبه در تريبون نماز جمعه به جاي واژه يارانه كلمه رايانه را به كار ميبرد و حتي نتوانسته يك متن را كه از قبل به او داده اند را بدون داشتن چنين خطاي فاحشي بخواند چنين اظهار نظري در مورد مرجع سبز آيت الله دستغيب بعيد نيست.
ايشان بايد بداند مرجع سبز ما به تعداد موهاي داشته و تداشته ايشان شاگرد و طلبه دارد و مهمتر اينكه فرق بين يارانه و رايانه را ميداند تا در تريبوني مثل نماز جمعه سوتي ندهد و بعد سيماي ضرغامي به زحمت بيفتد و دست به مونتاژ سخنراني ايشان بزند. ‍‍

۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

جناب بي بي سي

چهارشنبه 30 شهريور ماه 1389

جناب بي بي سي ؛هدفمند كردن يارانه هاو سخنان ا.ن براي صندليهاي خالي مهمتر است يا غريو الله اكبر مردم

۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه

اي مردان با غيرت ايراني

يكشنبه 21 شهريورماه 1389
اگر از ديدن تصوير چفيه به گردن كوروش كبير و خواندن خبر زانو زدن كوروش و كاوه در

مقابل ا.ن ؛ يك مرد ايراني دق كند جاي ملامت و سرزنش ندارد

۱۳۸۹ مرداد ۳۰, شنبه

در جواب شكواييه آقاي افتخاري:جناب استاد من هم يك اصفهاني هستم

شنبه 30 مردادماه 1389

فكر كنم حدود 3 يا 4 سال پيش بود كه شما در برنامه مختص موسيقي شب جمعه كانال دو با خواست مجري برنامه شعر اصفهان استاد تاج را لب خوني كرديد و اشك تو چشماتون حلقه زد. باور كنيد در اون لحظه منم بي اختيار اشك تو چشمام اومد و به عنوان يك اصفهاني به آقاي افتخاري افتخار كردم و از اون به بعد چندتا از سي دي هاتون را خريدم و همه جا با همه دعوا داشتم كه شما اول هستيد و آقاي شجريان و ناظري بعد شما هستند.انگار نسبت بهتون غيرت پيدا كرده بودم
اين حس را كه بيشتر هم شده بود را تا قبل از خرداد 88 هم داشتم تا اينكه به گوشم رسيد قراره تو ورزشگاه تختي اصفهان به نفع يك كانديدا بخونيد.خبر خيلي وحشتناكي بود اونم واسه من.من تو ذهنم از شما يك اسطوره اصفهاني اصيل ساخته بودم كه حالا اين اسطوره وارد سياست كه خيلي كثيف و بيرحمه شده بود .تا چند روز فقط از دوستام اس ام اس ميومد كه ديدي چقدر طرفداري ميكردي از فلاني و حالا رفته كجا و براي كي خونده.
هرچه از 22 خرداد ميگذشت و بدرفتاريهاي حكومت با مردم بيشتر ميشد از شما فاصله ميگرفتم ولي بازم يك چيزي برام جاي اميدواري بود.اونم اين بود كه به خودم دلداري ميدادم كه آقاي افتخاري هم مثل خيلي از مردم ديگه كه فريب حرفهاي عوام پسند آقاي احمدي نژاد را خورده تا قبل از انتخابات از اون پشتيباني كرده واحتمالا با اين كشتارهايي كه از مردم شده تو اين چند ماه بعد از انتخابات از طرفداري كه براي آقاي احمدي نژاد كرده پشيمونه .شايد اين تنها چيزي بود كه ميتونست آرومم كنه
ولي چند ماهه بعد دوباره يك شوكه ديگه بهم وارد شد كه ديگه اصلا قابل هضم برام نبود.آقاي افتخاري شمادر جمع چهره هاي ماندگار اصفهان در حين جايزه گرفتن از آقاي احمدي نژاد چنان خوش و بشي با او كردي كه ديگه همه علاقه من نسبت به شما تبديل به نفرت شد.مرتب يكي بهم ميگفت ديدي از كي طرفداري ميكردي.اينم كه نون به نرخ روز خور در اومد.
همون موقع تو وبلاگم مي خواستم درباره شما مطلب بنويسم ولي چون اون ديدار استاني بود و جندان در ايران بازتاب نداشت دست نگه داشتم و گفتم هنوز مصلحت نيست بر عليه اسطوره قبليم و نان به روز خور فعلي مطلبي بنويسم.
اما اينبار كه فيلم دست و روبوسي همراه با شور و شعف آشكار شما با آقاي احمدي نژاد به طور چشمگيري در فضاي مجازي مطرح شد و بعد از اون هم در برنامه پارازيت شخصيت بد شناخته شديد و هم اكنون هم
شكواييه اي از آقاي ضرغامي در سايتتون زديد تحملم تموم شد و اين مطلب را نوشتم
جناب استاد عليرضا افتخاري متولد ديار زنده رود بايد عرض كنم با حركاتي كه شما در اين چند ماه انجام داديد اينجانب يك جوان اهل ديار نصف جهان از اين پس در عوض اينكه با ديدن شما به اصفهاني بودنم افتخار كنم در حضور هموطنانم شرمسار ميشوم و همان احساس بدي را نسبت به شما دارم كه هنگام حرف زدن سردار رادان به من دست ميدهد ولي اينجانب به عنوان يك اصفهاني هنوز اسطوره هاي هنري مانند استاد ارحام صدر و استاد تاج را در ذهنم دارم فقط يكي از اسطوره هاي درون ذهنم را پاك كردم و با پرس و جوهاي بسياري كه انجام دادم تعداد بيشماري از همشهريهاي عزيزم نيز شما را از ذهنشون پاك كردند.
من فكر مي كنم روح استاد خودتون يعني تاج اصفهاني را هم با اين حركات چندماهه اخيرتون آزرده كرديد
اميدوارم باز هم به دامن هنر بدون سياست برگرديد

۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

خداحافظ بلاگفا

جمعه 11/4/89

يا سلام خدمت همه دوستاني كه در بلاگ اسپات عضو هستند.اينجانب بعد از پنج سال وبلاگ نويسي در بلاگفا به دلايلي كه مديريت بلاگفا اون را نقض قوانين جمهوري اسلامي گفته و حسابم را در اونجا بسته است در كمال ناراحتي و چراهاي زيادي كه نو ذهنم وجود داره از بلاگفا به بلاگ اسپات نقل مكان كردم كه حداكثر مجازاتي كه احتمالا ميشم فيلتر وبلاگم توسط جمهوري اسلامي باشه و بتونم دست كم با فيلتر شكن وارد وبلاگ خودم بشم.

همين جا بايد نهايت ناراحتي و عصبانيتم را از مديريت بلاگفا اعلام كنم كه پنج سال آرشيو وبلاگ خودم را كه باهاش زندگي مي كردم را از دست صاحب قانونيش گرفته واين صاحب نميتونه هيچ گونه دفاعي براي پس گرفتن حق طبيعي و زحمات پنج سالش داشته ياشه.اميدوارم روزي مديريت بلاگفا اين حق طبيعيم را بهم برگردونه.
اما اين وبلاگ همانندوبلاگ قبلي به بحث وتحليل مسايل سياسي اجتماعي فرهنگي روز ميپردازه و اخبار مهم روز را به ديده يك كاربر وطن دوست،حامي حقوق بشر،آزادي بيان ومردمسالاري
تحليل و بررسي ميكنه .اميدوارم با نظرات دلگرم كننده و انتقادات سازنده همه دوستاني كه مطالب اينجانب را مطالعه ميكنند هر روز بر كيفيت تحليل ها و نظراتم افزوده شود.
با سپاس فراوان