۱۳۸۹ آبان ۲۵, سه‌شنبه

آرش عزيزباخواندن مصاحبه ات نه تنها آسمان، بلكه همه دنيا بر سرم خراب شد


سه شنبه 25 آبانماه

آرش عزيز درمصاحبه ات با روزآن لاين مطالب تكان دهنده ي بسياري بود از جمله " اینقدر کتکم زدند که دو بار کتفم در رفت. در حین ضرب و شتم دندانم شکست. اما کتک و چک و لگد قابل تحمل تر از این بود که موی بدن ام را می کندند. در اصل سخت ترین رفتاری که با من داشتند این بود که موی صورت، دست و سینه ام را می کندند. صورتم سر همین زخم شده بود. با چشم بند ما را می بردند و با مشت و لگد به سر و صورتمان می زدند؛ سر همین چشمم خون افتاده بود و تا مدتها خوب نمی دیدم."
اما آنجا كه آسمان وزمين ير سرم خراب شد اين قسمت بود" اکنون به خاطر شرایطی که در خانه پیش امده از خدا میخواهم هر چه سریع تر حکمم را به اجرای احکام بفرستند و بازداشت ام کنند. پدرم، خواهرم، خانواده و فامیل مرا مسبب فوت مادرم میدانند؛خانه برایم جهنم شده است. از طرفی جای خالی مادرم آزارم میدهد و از طرف دیگر فشار روحی و روانی شدید به شدت اعصابم را به هم ریخته است. واقعا ترجیح میدهم هر چه سریع تر حکم من به اجرای احکام رفته و به زندان بروم. پدرم می گوید تو مادرت را کشتی و دوست ندارم خانه باشی"
فقط چند ثانيه خودم را جاي تو گذاشتم و شرايطي كه اكنون باآن سر وكار داري وآن لحظه بود كه همه دنيا بر سرم خراب شد.
مگر انسان چند درد را مي تواند همزمان تحمل كند؟درد زندان ،درد فوت مادر ،درد وحشي گري و شكنجه هاي حكومت واز همه بدتر درد عذاب وجدان از اينكه مقصر فوت كسي كه خيلي دوستش داشتي تو هستي.
آرش عزيز اگر مطلب مرا خواندي بدان كه دست كم يك نفر هست كه با خواندن مصاحبه ات تك تك سلولهاي بدنش از اين همه جفايي كه به تو شده درد گرفته و از صميم قلب با تو همدردي مي كند.
آرش عزيز دلم مي خواهد ديگر احساس پوچي و تنهايي نكني چون از حالا دست كم يك نفر هست كه از اعماق وجود به تو اقتخار مي كند چون اين همه درد را تاب تحمل داشتن فقط از يك قهرمان بر مي آيد واكنون دست كم توقهرمان آن يك نفر هستي.
اما اين مژده را به تو مي دهم كه "روزگار بر يك پاشنه نمي چرخد" و روزي همه كساني كه به تو ظلمي روا داشته اند تقاص كارهايشان را خواهند داد.
همچنين اين مصراع را ياد آوري مي كنم كه "پايان شب سيه سفيد است" و مطمئن باش زندگي روزي خوبيهايش را به تو نشان مي دهد فقط"اندكي صبر سحر نزديك است" انشاءالله كه آن روز هرچه سريعتر فرا برسد و شما پاداش صبرتان را در مقابل اين سختيها بگيريد.

لينك مصاحبه آرش صادقي با روز "http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-9505b31e3d.html "

۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه

آقاي داريوش ارجمند، از مالك اشتر علي تا عمرو عاص معاويه راه كوتاهي است

جمعه 21 آبانماه

شايد براي اكثريت مردم بازي كردن خانم اوتادي تعجب برانگيز باشد و آنها را ناراحت و عصبي كرده باشد ولي به نظر من بازيگري داريوش ارجمند در اين فيلم كه بي شك يكي از بهترين هنرپيشه هاي مرد حال حاضر ايران است بسيار بيشتر مايه تاسف است.
آقاي ارجمند در فيلم هاي مطرحي مثل آدم برفي، سگ كشي،ناخدا خورشيد وسريال به ياد ماندني امام علي در ذهن همه مردم ايران جاودانه شده بود و قطعا كارگردانهاي بسياري براي بازي كردن او در فيلم هايشان از ايشان تقاضا مي كنند .
او نه مثل ليلا اوتادي به معروف شدن احتياجي داشته است و نه مثل شريفي نيا براي خوردن نان به نرخ روز و نه مثل كميلي و هاشم پور و بقيه بازيگران براي پول اين نقش را قبول كرده است.
حال بايد از ايشان اين سوال را پرسيد كه به راستي هدفتان از قبول اين فيلم چه بوده.
آيا ايشان كشته شدن ده ها نفر از هم وطنانمان را در حوادث بعد از انتخابات نشنيده اند.
آقاي ارجمند مطمئن باشيد بعد از بازيگري در اين فيلم نفرين ها و آه و ناله هاي مادران اين شهيدان دامن شما وزندگيتان را خواهد گرفت و مانند عليرضا افتخاري يك شبه از قله محبوبيت و شهرت در هنر پيشگي به زير كشيده مي شويد .
در پايان آقاي ارجمند مي خواهم ياد آور شوم كه مرز بين مالك اشتر علي و عمر وعاص معاويه به باريكي تار مو است و بترسيد از روزي كه خودتان نفهميده ايد و به آن طرف مرز رفته ايد